خودشناسي دختران
دكتر مرادي داراي تخصص روانشناسي باليني و نيز روانكاوي از امريكا است. در
امريكا سوپروايزر خط تلفني مشاوره اي، براي جوانان تحت عنوان TEAN HOT LINE بوده
است و در ايران تجربه كارهاي آموزشي در انستيتو روان پزشكي و دانشگاه علامه
طباطبايي و كارهاي پژوهشي در مورد دختران در بعضي سازمانها را دارد. دوره هاي
آموزشي روانكاوي و نيز كارهاي پژوهشي دكتر مرادي درمورد جوانان و مخصوصا دختران
جوان باعث شد كه به اين گفتگو دعوتشان كنيم. با سپاس از استاد كه اين دعوت را
پذيرفتند
- چگونه مي توان به دختران جوان كمك كرد تا به روان سالم دست يابند؟
در اين مورد شما تجارب خاصي داريد؟
با اين وصف، خانمها چگونه مي توانند خود را بهتر و بيشتر بشناسند؟
اگر كسي واقعاً خوشحال است و احساس رضايتمندي از
زندگي اش مي كند، اين نشانه آن است كه خود را مي شناسد و خود واقعيش را زندگي مي
كند و جوانب مختلف خود واقعي اش را در زندگي تجربه و ارضاء مي كند. بررسي اينكه آيا
يك آدم واقعاً خوشحال است يا خير و از زندگي اش واقعاً راضي است يا نه، خود يك سوژه
است. چون خيلي از افراد ممكن است به عنوان مثال احساس تفاهم با اطرافيانشان ، با
جامعه شان و با خانواده و نزديكانشان را نشانه خوشحالي خود بدانند، چون پرخاشگري و
دعوايي در كار نيست، اين را با خوشحالي اشتباه بگيرند. در حالي كه درخيلي از مواقع
اين تفاهم به خاطر اين است كه ما تسليم شده ايم و خود واقعي مان را سركوب كرده ايم
. در اينجا ما يك خود كاذب داريم كه با كمك آن خود را با چيزهايي كه آدمها از ما مي
خواهند تطبيق مي دهيم.
آيا ممكن است برعكس اين مطلب هم باشد، يعني بقيه با ما سازش كنند و
ما از هر جهت احساس رضايت كنيم؟
به عنوان يك متخصص مي توانيد براي اين شادي و رضايت، شاخصها و
تعاريفي ارائه كنيد؟ به عنوان مثال اگر از فرد تازه ازدواج كرده اي بپرسيد آيا
واقعاً را ضي هستي واو پاسخ دهد؛ بله،ممكن است بنا به دلايلي كه برايتان در حيطه
حرفه اي مهم است بخواهيد او را د راين زمينه بسنجيد ، براي اين سنجش چه شاخص هايي
را به كار مي گيريد؟
اگر فردي بداند كه دنبال چه چيزي است، خواسته، آرزو، نياز و يا هدفش
چيست، صرف نظر از آنكه چه مقدار به آن دست يافته است، آيا خود دانستن اين هدف و
خواسته، شاخصي از سلامت روان است؟
منظور شما اين است كه همين اندازه دانستن يك مرحله خوب در خودشناسي
به حساب مي آيد، يعني اينكه انسان بداند آنچه را مي خواهد و ندارد، چيست ؟
آيا فكر نمي كنيد اين مسئله را بايد به غير از دخترها به بزرگترها و
جامعه هم بباورانيم كه اين دخترها اصولاً و ذاتاً بد نيستند و اين احساس بي اعتقادي
به خود و احساس بد بودن است كه آنها را به سوي رفتارهاي نامطلوب سوق مي دهد و امكان
فرار مجدد را براي آنها فراهم مي آورد؟
آيا شما خواسته هاي افراد را هم بررسي مي كنيد؟
آيا اين كه فرد مي خواهد هميشه از بيرون تاييد بشود، مثالي ازخود
كاذب است؟
فرق نياز واقعي و نياز كاذب چيست؟
گاهي نوجوان احساس مي كند كه عامل عزت نفس پدر و مادر شده است؛ به او
اين گونه باورانده اند كه اگر موفق باشد، آنها بالا مي روند و اگر موفق نباشد ،
باعث سرافكندگي خانواده خواهد شد. يا اگر آنها درطول زندگي موفق نشده اند، كودك
بايد آن را جبران كند. تمام اين مسايل باعث مي شود كه كود ك و نوجوان از همان ابتدا
ياد بگيرد كه به احساسات بيرون از خود توجه كند.
اين مسائل ازكي شروع مي شود؟
در اين موارد معمولاً براي حل مشكلات خانواده مسووليتي به جوان مي
دهيد؟
بنابراين فردي در مقطع نوجواني يا جواني مي تواند با مراجعه به يك
روانكاو، شرايط خود را تغيير دهد؟