باران

دوباره باران آمد.

من در باران آمدم.

چتری نداشتم که روی سربگیرم و به ناچار با باران دوست شدم.

زیر باران ماندم.

چقدر خیس شدم.

گلها هم خیس شدند.

همه چتر داشتند.

همه با چتر در باران آمدند.

ناگاه

یک نفر آمد.

من او را می شناختم.

او چترداشت.

اویک چتر بزرگ داشت.

وقتی تنهایی ابر و اشک باران را دید دلش تاب نیاورد.

به دلخواه چترش را بست.

با باران صمیمانه دوست شد.

او دلش بزرگتر از چترش بود.

یک نفر بی چتر در باران آمد...

چقدر دلم از بارون امروز گرفته.اینم یه شعر که همین امروز گفتم:

با همه مردم شهر زیر باران رفتیم.

چترها باز بود.

چتر هیچ کسی بسته نبود.

یک نفر از همه ی مردم شهر چترش رابست.

اوکسی بود که هرگز هرگز

به صداقت بارانها

چشم تردید نبست.

بیایید یاد بگیریم و به دیگران بیامزیم

دوستی
همه ما دست کم یکبار دوستی را تجربه کرده ایم و از آن خاطره خوش یا ناخوسی داریم. بعضی چنان تجربه ناخوشایندی از دوستی دارند که به "تنهایی" پناه میبرند.
بعضی از این افراد,تا جایی پیش رفته اند که هرگز دوست و دوستی را,چه خوب و چه بعد به یک چوب رانده و آنان را مایه عذاب خاطر و ناآرامی جان دانسته اند.
در مقابل کسانی هستند که زندگی خود را فدای دوست (پسر,دختر)کرده اند و معتقدند زندگی بی دوست,بی ارزش است تنها اکسیر دوستی است که احساس ارزشمندی در انسان بوجود می آورد که موجب رشد میشود.

دوستی سرمایه زندگی
ما همواره نیازمند مشاوره-یاری-اظهارنظر و همدلی دوستان خود هستیم.
هرچه بر این سرمایه بیفزاییم و در بانگ دوستی,حساب جاری فعالتری داشته باشیم به همان نسبت در زندگانی کامرواتر خواهیم بود.
ما نباید و نی توانیم همه چیز را تجربه کنیم و همه راهها را بیازماییم و با آزمون و خطا,درست را از نادرست تشخیص دهیم.
دوست واقعی مطمئن ترین راهنما بری گذر از آزمون ها و پر هیز از دچار شدن به خطاهای دیگران است.
هیچ یک از ما دوبار عمر نمی کنیم تا یکی را صرف تجربه اندوزی و با دیگری تجربه ها را استفاده کنیم و بر این اساس زندگی شادی داشته باشیم.
راههای دوستیابی
1- نیک خواهی برای اینکه محبوب دلها و سلطان قلب ها باشیم باید نخست از خود آغاز کنیم;خود را دوست بداریم و نیک خواه دیگران باشیم.
باید دیگران را دوست بداریم(غیر از دشمناتون)تا آنها هم مارا دوست داشته باشند.
باید به دیگران عشق بورزیم و محبت خود را نثار آنان کنیم(غیر از دشمناتون)تا اثر آن را در خودمان آشکار شود و دیگران محبت خود را به ما ارزانی کنند.
مهم این است که ما آنچه را در دل داریم آشکار و محبت خود را اظهار کنیم و دیگران را از آن با خبر نماذیم. محبت ما هنگامی اثر کامل خود را می گذارد که اظهار شود.